|
بچههاي خيابان، حاصل تبعيض و فساد
|
|
كودكان خياباني خود به خود و ناگهاني پديد نيامدهاند؛ اگر قرار است كودكان خياباني نشوند، بايد به فكر ريشهكن كردن علتهاي خياباني شدنشان بود
|
تهران _13 مهر 1384 : پايگاه اطلاع رساني شهرسازي و معماري: محمدعلي زم
كودكان خياباني حاصل تاخت و تاز فقر، تبعيض و فساد هستند. تنگدستي و فقر ريشه بسياري از آسيبها و آلودگيهاست. ناهنجاريهاي بسياري در اين منجلاب پديد ميآيند، پا ميگيرند و گسترش مييابند. شهرهاي ما ديرزماني است كه با هيولاي فقر دست به گريبان است.
از اواخر دوره قاجار، اين ديو بدشكل سايه شوم خود را بر سر اين مردم افكنده است و تاكنون نيز اين تيرگي رو به فزوني بوده است. فقر و تنگدستي مانند خورهاي روح و روان و بنيه ملت فقير را ميجود و او را از تمام مزاياي پيشرفتهاي جهان باز ميدارد. ملت فقير توان گام زدن در جاده پيشرفتهاي علمي و تكنولوژيكي را نخواهد داشت.
زانوان چنين ملت بنيه پايداري در مقابل كژيها و انحرافها را ندارد و دانايي، توانايي، پويايي و پايايي براي هميشه از ميان اين جمع لرزان رخت برميبندد؛ چنين ملتي رفته رفته سرافرازي را نيز از خاطر ميبرد.
به اين ترتيب فقر مادي زمينههاي پديدار شدن فقر معنوي را به وجود ميآورد و اين كاستي معنوي دين و ايمان و عقيده ملت را نيز هدف تيرهاي زهرآگين خويش قرار ميدهد.
تبعيض و بيعدالتي محصول فقر مادي و معنوي يك ملت است. وقتي پردهاي از ناآگاهي و سست ايماني به روي خورشيد عدالت، كه نورش تامينكننده حقوق حقه همگان است، كشيده شود، در ظلمت اين خلاء عدهاي تنور تبعيض را ميافروزند تا ديگران را طعمه آن كنند و خود از نور و گرمايش بهرهمند شوند. تبعيض محصول فقر عدالت و عدالت فقير است و فقر بستر گسترش بيعدالتي است.
حاصل اين فقر و تبعيض فساد و انحرافي است كه دامنگير جامعه خواهد شد. ادامه اين روند زمينهساز فساد در هر دو گروه است: چه آنان كه از حقوق طبيعي خود محروم ماندهاند و چه گروهي كه بيش از ظرفيت جهاز هاضمهشان بلعيدهاند.
فساد، پيش از آن كه ظهور عيني پيدا كند و به عمل فاسد تبديل شود، به انديشه و اساس حمله ميكند و در حس و ذهن گروهي كه به ناحق خود را برتر و ممتازتر از ديگران ميدانند تكبر را پديد ميآورد؛ اين تكبر و احساس برتري سرآغاز لغزش در وادي فساد است.
پس فقر مادي زمينهساز فقر معنوي است و پيآمد اين كاستي تبعيض و بيعدالتي است كه منشاء فساد و انحراف است.
كودكان خياباني خود به خود و ناگهاني پديد نيامدهاند؛ اگر قرار است كودكان خياباني نشوند، بايد به فكر ريشهكن كردن علتهاي خياباني شدنشان بود.
كودكان خياباني نه مجرمند و نه زباله؛ راهحل مواجهه با آنها نه دستگيري و زندان است و نه جمعآوري و بازيافت!
آنها معلول ناهنجاريهاي اجتماعي موجود هستند؛ معلول خلائي كه از فقدان نهاد خانواده در جامعه پديد آمده است. اين كودكان اغلب در خانوادههاي بيسرپرست و يا بدسرپرست پديد ميآيند و جبر شرايط محيط و نه ميل و ارادهشان، آنان را به خيابان رانده است.
شناخت درست و دقيق از اين كودكان تنها زماني حاصل ميشود كه فرزندان خود را در شرايط آنها تصوير كنيم؛ شرايطي كه به دلايل مختلف طبيعي يا اجتماعي خانه و زندگي خود را از دست بدهند. تنها زماني ميتوان راهحلهاي منصفانه و منطقي براي حل اين معضل بيابيم كه سرگشتگي آنان را در اجتماع آدم بزرگها، كه هيچ ربطي به آنها ندارد، دريافت.
گرسنگي، وحشت مرگ، همنشيني با اشرار جامعه، استفاده از آنها براي قاچاق مواد مخدر، سرقت، بيماري، خيابانخوابي و هزاران معضل ديگر نيروهاي پليدي هستند كه اين كودكان معصوم را تهديد ميكنند.
نخستين چاره حل معضل كودكان خياباني پيشگيري است. بايد با احيا و تقويت انديشه و عمل، فقر و فساد را كه بر هم زننده بنيان خانوادهاند، از ميان برداشت. زيرا تا زماني كه عنصر خانواده در جامعه ما متزلزل و بالهاي سياه فقر و بيعدالتي همچنان بر جامعه گسترده باشد، كودكان همه ما در معرض هرم سوزان خياباني شدن هستند.
بهترين راهحل رفع معضل كودكان خياباني پيشگيري است. فقرزدايي و بازسازي نهاد خانواده راههاي جلوگيري از بروز چنين آسيبي هستند.
اتخاذ روشهايي مانند دستگيري و زنداني كردن و يا جمعآوري و بازيافت! در مراكز بازپروري، حتي در بهترين شرايط، تنها بر سرگشتگي و بيسر و ساماني آنها خواهد افزود.
هويت افراد جامعه در كودكي و در ميان خانواده تحقق مييابد؛ در كانوني كه از تلفيق مهر مادري و اقتدار پدري شكل گرفته است. اگر خدشهاي به اين هويت وارد شود، هيچ تمكن و ثروت مادياي جايگزين آن نخواهد شد.
براي حل معضل كودكان خياباني بايد به هويتيابي و هويتسازي براي آنان انديشيد حتي اگر هزينههايي بيش از نگهداري و بازپروريشان به ما تحميل شود. بايد آنان را به كانون خانواده بازگرداند. اما پيش از بازگرداندن آنها، اين كانون گرم خانواده بايد وجود داشته باشد.
نگهداري آنان در مراكز بازپروري كه فاقد عناصر اصلي موثر در شكلگيري شخصيت در كودكان هستند، يعني همان مهر مادري و اقتدار پدري، كاستي شكل و هويت را در آنان جبران نخواهد كرد.
جوانان و نوجوانان دستپخت اين مراكز، افرادي فاقد عاطفه و هويت خواهند شد كه جامعه هيچگاه از تعرض آنان مصون نخواهد بود. اينان سرپرستان بيهويت خانوادههاي فردايند كه كودكان خياباني بيشتر و در وضعيت بدتري را به جامعه تحويل خواهند داد و اين بيتعادلي بر هم افزوده سامان جامعه و نظام را روز به روز بيشتر تهديد خواهد كرد.
راهاندازي و توسعه مراكز بازپروري دولتي كمك موثري به جامعه نخواهد كرد؛ چاره كار راهاندازي نهادهاي علمي و اقتصادي عمومي و مردمي است كه بتوانند خانوادههاي آسيبديده كودكان خياباني را به كانونهاي گرمي تبديل كنند كه با آغوش باز در انتظار فرزندان فراري خود و قادر به نگهداري آنان باشند. هيچ راهي كمهزينهتر و عقلانيتر از اين شيوه براي حل معضل كودكان خياباني نيست.
|
|
نظر شما در مورد این خبر؟
|
|
|
|
@ 2006, Developed By
CHN. All Rights Reserved.
|