|
بادگيرها؛تنفسگاه هاي دشت كوير
|
|
وجود بادگير در هر خانه معرف تعيّن و تشخّص افراد آن خانه است. بزرگي و كوچكي بادگير با موقعيت اقتصادي صاحب خانه ارتباط دارد. به گونهاي كه هنگام ورود يك روستاي كوير با نگاهي گذرا به وضعيت بادگيرها ميتوان موقعيت اقتصادي هر خانوار را تشخيص داد.
|
تهران 23بهمن 1384 پايگاه اطلاعرساني شهرسازي و معماري : سيدعلياصغر شريعتزاده
بادگير وسيله تهويه مناسبي براي خانهها در قلب كوير محسوب ميشود. به طوري كه جريان هواي مطبوع را در اتاقها، تالار و زيرزمين ايجاد ميكند. در واقع شهرها و روستاهاي كويري با بادگير نفس ميكشند. به همين لحاظ است كه در هر محل، جهت بادگير را در سمتي ميسازند كه مناسبترين جريان هوايي منطقه را جذب كند. به عنوان مثال در سراسر منطقه اردكان جهت بادگير را رو به شمال درست ميكنند تا هواي شمال را به داخل خانه بكشاند. براي همين پشت بادگير را در جهت باز «قبله» ميسازند كه همراه با گرد و خاك است. كار اصلي بادگير در دو بخش خلاصه ميشود؛ يكي آن كه هواي دلپذير و مطبوع را به قسمت زير هدايت ميكند به طوري كه هوا به محض اينكه به چشمههاي بادگير ميوزد به دلیل وضعيت ويژه چشمههاي بادگير، باد با سرعت هر چه تمامتر به پايين كشيده ميشود. كار دوم اين است كه جهت ديگر بادگير هواي گرم و آلوده را به بيرون ميفرستد يعني در واقع كار مكش را انجام ميدهد. در مسير بعضي بادگيرها كه به سرداب راه پيدا ميكند، طاقچه يا گنجهاي در دل ديوار تعبيه ميكنند و در چوبي بر آن ميگذارند تا بتوانند باد را كنترل كنند. به اين معني در زمستان در گنجه را ميبندند تا ارتباط فضاي داخل و خارج اتاق را قطع كند. اين گنجهها در اتاقها، كار يخچال امروزي را انجام ميدهند. به طوري كه گوشت و ماست و پنير و غذاي شب مانده را در گنجه ميگذارند و در آن را ميبندند تا آن مواد از هواي گرم فضاي داخل و دسترسي حيوانات خانگي در امان باشد. در «عقدا» به اين گنجههاي ديواري اصطلاحا «گمبيچه Gombice» ميگويند. از بادگير علاوه بر تهويه هوا و موردي كه گفته شد براي سرد نگه داشتن مواد غذايي به روش بهتري نيز استفاده ميكنند. براي اين منظور روي چوب ميان قفسه بادگيري يك قرقره چوبي بند ميكنند. سپس از ميان قرقره ريسماني ميگذرانند كه به پايين بادگير ميرسد. سر ديگر آن ريسمان را به شکل چهار رشته درميآورند كه به چهار گوشه تخته مشبكي به طول و عرض هفتاد سانتيمتر بسته ميشود كه اين تخته را در اصطلاح «چوئوش Čouš» مينامند. سپس يك طناب را به ميخ ديوار تالار ميزنند و روي تخته مشبك، ماست، پنير و غذاهايي كه باقي ميماند ميگذارند. براي آنكه تخته را به بالا و در معرض جريان هوا قرار بدهند سر طناب را از ميخ باز كرده و پايين ميكشند تا سر ديگر آن با واسطه قرقرهاي كه به تخته مشبك متصل است بالا كشيده شود براي همين تخته مشبك بالا ميرود و در معرض هواي سرد قرار ميگيرد و از فاسد شدن مواد غذايي روي آن جلوگيري ميشود. فايده ديگر اين كار این است كه مواد خوراكي را از دسترس حيوانات خانگي دور نگه ميدارند. وجود بادگير با آب و هواي هر منطقه در رابطه مستقيم است. به طوري كه هر چه شدت گرماي هوا كاسته شود به همان ميزان از تعداد بادگيرها كاسته می شود. به عنوان مثال در روستاي كوهستاني «طرزجان» و «ده بالا» كه هواي آن خنك است، بادگير براي اهالي معنا و مفهومي ندارد در حالي كه در «ميبد» كه داراي آب و هواي گرم و خشك است ميتوان گفت كه بيشتر خانه ها بادگير دارند. وجود بادگير در هر خانه معرف تعيّن و تشخّص افراد آن خانه است. بزرگي و كوچكي بادگير با موقعيت اقتصادي صاحب خانه ارتباط دارد. به گونهاي كه وقتي وارد يك روستاي كويري ميشويم با نگاهي گذرا به وضعيت بادگيرها ميتوانيم موقعيت اقتصادي هر خانوار را روشن كنيم. زيرا كه خانههاي فقيرنشين بادگير ندارند. بعضي از آنان كه بادگير دارند مصالح عمده بادگير خشت و گل، يك طرفه و حتي تعداد چشمههاي آن بسيار كم است. در حالي كه مصالح بادگير ثروتمندان بيشتر خشت و آجر چند طرفه و با تزييناتي همراه است. بيشتر بادگيرها يك طبقه است. فقط چند بادگير در سراسر يزد ديده شد كه دو يا سه طبقه است. به عنوان مثال در «عقدا» يك بادگير دو طبقه در رباط معروف به «حاجي ابوالقاسم رشتي» مشاهده شد كه معماران راجع به كيفيت بناي آن چنين اظهارنظر ميكنند: «در گذشته بر اثر ناامني در طبقه دوم آن آتش ميافروختند تا رخنه ورود دشمن را به اطراف اطلاع دهند و از طرفي طبقه دوم به عنوان برج راهنما براي كاروانيان به حساب ميآمده است.» عدهاي ديگر ميگويند: «ساختن بادگير دو طبقه يك نوع هنر معماري است زيرا ساختن آن كار هر معماري نيست.» نظر دوم به حقيقت نزديكتر است. زيرا به طبقه دوم امكان رفتن افراد يا آتشافروزي نيست. از جهتي فرم ظاهري بادگير كه هشت ضلعي است نشان ميدهد كه رعايت تناسب و زيبايي بادگير براي معماري در درجه اول اهميت بوده است. زيرا بادگير طبقه دوم روي بادگير طبقه اول ساخته شده است. منفذ زير بادگير آن درست در وسط منافذ دو طبقه بادگير است. بادگير طبقه دوم كار هواكش را انجام ميدهد. يعني در واقع اين بادگير وسيله بسيار مناسبي براي سهولت نفس كشيدن چشمههاي بادگير طبقه اول است. در تفت يك بادگير سه طبقه كه از نظر معماري بسيار ارزنده است مورد بررسي قرار گرفته است. اين بادگير به عنوان نوعي تفاخر به حساب ميآيد. از طرفي بادگير سه طبقه در تلطيف هواي خانه بسيار موثر است. به شکلی كه باد در هر سمت و ارتفاعي جريان دارد به راحتي به وسيله چشمههاي يكي از طبقات بادگير به داخل كشانده ميشود. بلندترين و زيباترين بادگير باغ دولتآباد يزد با ارتفاع 33 متر و 80 سانتيمتر است كه تاريخ بناي آن به زمان كريمخان زند ميرسد. حسن اين بادگير در دو قسمت خلاصه ميشود؛ زمينه بادگير هشت ضلعي و طبيعي است كه باد در هر جهت و طرفي كه جريان پيدا كند به راحتي و با سرعت هر چه بيشتر به قسمت زير هدايت ميشود. در قسمت دوم در زير بادگير حوضي است كه در ميان آن فواره سنگي تعبيه شده است به طوري كه وقتي باد به سطح آب ميوزد هواي خنك و مطبوعي ايجاد ميكند. زرتشتيان ساكن تفت براي مبارزه با ناملايمات هواي گرم تابستان و هواي سرد زمستان منازل خود را به شكل چهار صفهاي درآوردهاند تا در هر زماني از سال با توجه به آب و هوا در يكي از صفهها به سر برند. يعني تابستان در سمت جنوب، بهار در سمت شمال، عصرهاي زمستان در سمت شرق و صبح زمستان در سمت مغرب، زندگي ميكنند. بادگير را گذشته از خانههاي مسكوني براي خانه باغات و مساجد و خنك نگاه داشتن آب در آبانبارها ميسازند. تعداد بادگيرهاي آبانبار در سراسر يزد به تناوب بين يك تا شش بادگير مشاهده شد. بادگير در آبانبار نقش مصونيت از گنديدگي آب را نيز ايفا ميكند. براي اين منظور بادگير را طوري روي خزينه آبانبار ميسازند كه مسلط بر آب است در غير اين صورت آب آن بدبو و بدمزه ميشود. محاسبه بادگير نسبت به خزينه آبانبار به تجربه و مهارت بنا بستگي دارد.
شيوه ساختن بادگير معماران محلي براي ساختن بادگير از پشت بام خانه و از جايي كه مشرف به اتاق كوچكي است كه براي بادگير اختصاص دادهاند با خشت يا آجر ،تنوره بادگير را با مقطع مستطيل ميچينند تا به ارتفاع معيني برسد. سپس بالاي اين تنورهها چهار ديواره را دو چوب به شكل ضربدر «×» ميگذارند. به گونهاي كه دو سمت هر چوب در دو زاويه مقطع قرار بگيرد و سپس ديوارهاي سمت شرق و غرب و جنوب بادگير را دو تا پنج و دو دهم متر بالا ميآوردند. سپس در قسمت شمال كه رو به باد «اصفهاني» است با نيم خشت يا آجر نيمه به عرض شش سانتيمتر، روي تنور را تا ارتفاع معيني ميچينند. ارتفاع اين تيغهها 40 سانتيمتر بلندتر از ساير ديوارهاست. اين تيغهها را «پايه Pâye» مينامند که نوعي بادشكن محسوب ميشوند و از لحاظ معماري هم فوايدي دارد. به عنوان مثال به نماي بادگير جلوه خاصي ميبخشد و موجب استحكام ساختمان بادگير ميشود، زيرا اردكان و ميبد و اطراف آنها گاهي اوقات گرد بادگير را در سمت جنوب و مشرف به كوچه ميسازند. طبيعي است در صورت نبودن وجود پايه، به ويژه در گذشته دور كه تا حدي ناامني در منطقه وجود داشت سارقين از راه منفذ بادگير به داخل منازل راه پيدا ميكردند. عرض بين دو تيغه را در اصطلاح «چشمه» مينامند. بين 40 تا 60 سانتيمتر است. تعداد چشمههاي هر بادگير بستگي به عرض اتاق دارد. به طوري كه براي اتاق عرض بين سه و پنج و هفت متر به ترتيب پنج و هفت و 11 چشمه ميگذارند. در اين منطقه تعداد چشمهها جفت نيست. زيرا براي صاحب آن خوش يمن نيست. به گفته خودشان آمد ندارد. عمق هر بادگير يك تا دو و نيم متر است. گاه براي استحكام بيشتر بادگير به اندازه هر نيم متر چوبي در ميان ديوارههاي بادگير كار ميگذارند. سقف دو پايه را به شكل «چپيله Capile» ميپوشانند. به اين ترتيب كه دو خشت به راه مايل به سمت بالا با دست نگه ميدارند. سپس يك خشت مابين آن دو خشت ميگذارند. بام بادگير را به شكل خرپشته در ميآورند تا در كشاندن هواي مطبوع يا در بيرون كردن هواي گرم و آلوده كمك كند. بعد روي پشتبام بادگير را به قطر سه سانتيمتر با نيمچهكاه ميپوشانند. گاهي اوقات فاصله بين دو پايه را با خشت و نميچه كاه تخت ميكنند سپس دو يا سه رگه آجر در لبههاي بام آن كار ميگذارند. به طوري كه چيدن آجرها به اين ترتيب علاوه بر استحكام بادگير به زيبايي ظاهري آن نيز ميافزايد. گاهي اوقات كف پشتبام را كاهگل ميكنند سپس يك رديف آجر روي آن ميچينند. فاصله بين آجرها را با گچ و خاك بندكشي ميكنند. بعضي از افراد كه امكان مالي بيشتري دارند روي ديواره چشمههاي بادگير را گچبري ميكنند. تعداد چشمههاي هر بادگير با بزرگي بادگير ارتباط مستقيمي دارد. از طرفي تعداد چشمههاي هر طرف بادگير با شدت باد همان طرف و در مجموع با هواي هر منطقه ارتباط دارد. در بعضي خانهها گاهي براي فصل زمستان كه احتياج به بادگير نيست چشمههاي بادگير را با آجر يا خشت تيغه ميكنند. يا چنانچه در قسمت پايين بادگير دريچهاي كار گذاشته شوند آن را ميبندند. اين كار هر سال اواخر پاييز و در آستانه زمستان شكل ميگيرد. از آن جايي كه در اتاقك زير بادگير در تابستان اهل خانه استراحت ميكنند احتمال دارد كه پرندگان به ويژه كبوتران در چشمههاي بادگير آشيانه كنند و فضولات آنها به پايين بريزد. بنابراين براي جلوگيري از اين كار چشمههاي بادگير را با تور سيمي يا نردههاي چوبي ميپوشانند. انواع بادگير بر سه نوع بادگير اردكاني، بادگير كرماني و بادگير يزدي است. كه بادگير اردكاني بيشتر در منطقه اردكان ديده ميشود و جهت بادگير رو به باد اصفهاني است. از سمت غرب و شرق و جنوب منفذ ندارد. بناي اين نوع بادگير به نسبت ساير انواع بادگيرها تا حدي ساده و از لحاظ اقتصادي هم مقرون به صرفه است. به همين لحاظ ممكن است كه براي هر اتاقي يك بادگير ساخته شود. اما بادگير كرماني ساده و كوچك است و به خانه خانوادههاي متوسط رو به پايين اختصاص دارد. هر بنايي ميتواند اين بادگيرها را بسازد. مصالح اصلي آن بيشتر خشت و گل است.از آنجا که اين نوع بادگيرها دو طرفه هستند،بادگير دوقلو نيز نامیده می شوند. ا بادگيرهای دوقلو را در مسير بادهاي شناخته شده ميسازند. كار اين نوع بادگيرها تا حدودي نسبت به بادگيرهاي اردكاني دقيقتر و ايدهآلتر است زيرا فشار باد به يك جهت موجب تخليه سريع هواي گرم و آلوده طرف ديگر ميشود. بادگير بيشتر آب انبارها را نيز به شكل بادگير كرماني درست ميكنند تا از يك سمت آن هواي خوش و مطبوع به آب برسد و از طرف ديگرش هواي گرم به بيرون برود. بادگير يزدي از ساير انواع بادگيرها بزرگتر است و چهار طرفه ساخته ميشود به همين لحاظ اين بادگير را در بعضي جاها بادگير «چهارطرفه» يا «چهارسو» مينامند. التبه ساختمان آن از لحاظ معماري از ساير انواع بادگيرها مشكلتر و پيچيدهتر است. به همین دلیل ميتوان آن را نوع برجستهاي از پديدههاي هنر معماري به حساب آورد. ارتفاع آن به طور معمول زياد است و ميزان ارتفاع بادگير از پشتبام خانه و نوع چشمههاي هر سمت بادگير ارتباط مستقيم با اوضاع جوي منطقه دارد. اين نوع بادگير ويژه ثروتمندان و گاهي نيز در خانههاي افراد متوسط روستايي و شهري ساخته شده است.
|
|
نظر شما در مورد این خبر؟
|
|
|
|
@ 2006, Developed By
CHN. All Rights Reserved.
|