۱۳۸۴/۴/۱۶ - 8:48:07

   نسخه چاپي خبر   اين صفحه را براي دوستان خود بفرستيد
سيمان و آهن ، به جاي رود دره هاي تهران
هر چند به لحاظ قانوني، ساخت و ساز تا حريم 70 متري رودها ممنوع است اما به وضوح ديده مي‌شود در سرتاسر دره فشم، از ابتدا تا انتهاي آن، ساخت و سازهاي غيرقانوني انجام شده و ادامه دارد


تهران _ 16 تير 1384 :


پايگاه اطلاع‌رساني معماري و شهرسازي- طليعه اكبري: سيل تجريش در سال 65 را بايد سرمنشا تحولاتي دانست كه روزگاري تلخ را براي روددره ها در حيات شهري رقم زدند. هراس از وقوع سيلابي ويرانگر ، اقدامات شتابزده مسوولاني را در پي داشت كه مبناي آن تغيير بستر طبيعي هفت رود دره تهران به بستري سيماني بود. ديوارهاي سيماني و بتني ديگر سالهاست كه دره هاي سبز تهران را به چشم اندازهاي بي روح تبديل كرده اند . كارشناسان مي گويند ، راه گريزي نيست و نمي توان بارديگر فضاي روحفزاي دربند ها و گلابدره ها را به آنها بازگرداند.
اين روزها ، همه مي دانند كه روددره هاي تهران ، بيش از يك كانال نقاله فاضلاب كارايي ديگري ندارند.« مسوولان و برنامه ريزان شهري ، رودخانه ها را فراموش كرده اند ؟ » اين سوال و دغدغه و آلودگي روددره هاي پايتخت ، محور اصلي گفت و گوي ما با دكتر «وطن پرست » ، مديرعامل جبهه سبز ايران است. او هم از جمله فعالان زيست محيطي است كه مي گويد، سيمان و بتن ، ريشه هاي حيات شميران و روددره هاي هفتگانه آن را خشكانده است.




* ويژگي‌هاي محيط ‌زيستي بر شكل‌گيري تمدن‌هاي مختلف دنيا و حيات انساني چه تاثيري دارند؟



- اصولا هر تمدني در ارتباط با جغرافياي طبيعي و ويژه آن منطقه شكل مي‌گيرد. تمدن بزرگ مصر، بر اساس وجود رودخانه بزرگ و پرآب «نيل» شكل گرفته است و به طور طبيعي، حيات اجتماعي و روند شكل‌گيري تمدن، به تغييرات مسير و حتي ميزان آب اين رود وابسته بوده است. تمدن‌هاي شكل گرفته در حاشيه درياي مديترانه، مشخصا بر اساس ساختار طبيعت آن منطقه استوار شده‌اند. فرهنگ منطقه كاملا سبز و پر آب اروپا به ويژه جزيره انگلستان - نيز كه در گذشته داراي جنگل‌هاي انبوه زيادي بوده است - بر اساس شكل جغرافياي اين مناطق تعريف شده است و اين مدل، هم‌چنان در شكل‌گيري تمدن‌ها و حيات انساني پايدار و برقرار است.



*مدل جغرافياي طبيعي فلات ايران، چگونه تعريف شده است و شهرها و تمدن آن بر چه اساسي شكل گرفته است؟



- با توجه به خصلت‌هاي ويژه جغرافياي طبيعي‌ ايران، نحوه شكل‌گيري شهرها در ايران بسيار متفاوت است.به غير از بخش‌هايي از استان‌هاي گيلان و مازندران كه متوسط بارش سالانه در آنها بالاي 2000 ميلي‌ليتر است. سطح متوسط بارش سالانه در بخش‌هاي مركزي و كوير لوت، زير 30 ميلي‌ليتر و در كل، ميانگين بارندگي در كشور بين 200 تا 300 ميلي‌ليتر است.
بنابراين ايران جزو سرزمين‌هاي خشك و نيمه خشك به شمار مي‌آيد. با وجود رودهايي چون سفيدرود، اترك، ارس، جيحون و سيحون كه جزو رودهاي دايمي محسوب مي‌شوند، در ايران رود بزرگي كه بتواند با ويژگي‌هاي رودهاي بزرگ و پر آبي چون نيل و فرات، برابري كند، وجود ندارد. تنها رود كارون در بخش جنوب غربي جلگه خوزستان - با توجه به مقياس‌هاي جهاني - رودي بزرگ محسوب مي‌شود كه دبي آب اين رودخانه هم چندان چشمگير نيست. در ايران به دليل شكل ويژه فلات‌ و قرار گرفتن دو رشته‌كوه نسبتا بلند در ضلع‌هاي شمالي و غربي و نيز وجود دو كوير بسيار معروف و بزرگ لوت و دشت كوير در مركز، شهرهاي بزرگ كشور برخلاف شهرهاي بزرگ دنيا كه در كنار رودهاي بزرگ و پر آب، سواحل و يا مناطق پرباران شكل گرفته‌اند، بنا نشده اند. به غير از بندرعباس و بندر چهابهار در ساحل خليج‌فارس و بندر انزلي در ساحل خزر، شهرهاي بزرگي چون تهران و به طوركلي سكني گزيني در فلات مركزي ايران بر اساس وجود رود دره‌ها شكل گرفته است. يعني در مسير آبي كه از كوهستان جاري مي‌شود، جريان آن از دره‌ها ادامه مي‌يابد و منبع تغذيه سفره‌هاي آب زيرزميني و سپس قنات‌ها به شمار مي‌آيد كه در نهايت راه خود را به سمت نواحي مركزي كم ارتفاع و پايين دست، مي‌پيمايد. مناطق البرز مركزي و غربي، عمده‌ترين تامين‌كننده آب‌هاي زيرزميني بخش‌هاي جنوبي استان تهران و سمنان هستند و اين ويژگي‌ تنها خاص اين مناطق نيست؛ بلكه بسياري از شهرها و روستاهاي كوچك و بزرگ ايران، حتي شهرهايي كه در مناطق كوهستاني واقع شده‌اند در مسير رودهاي منتهي به پهنه دشت‌ها شكل گرفته‌اند. اين مساله وجه تمايز بين شكل‌گيري شهرها در ايران و ساير قاره‌هاست.



* با توجه به نقش رود دره‌ها در شكل‌دهي به حيات انساني و زوال آنها طي سال‌هاي اخير - به ويژه در تهران - چه آسيب‌هايي به نقش و جايگاه آنها در زندگي امروزي وارد شده است؟



- پيش از پاسخ مستقيم به اين سئوال، بهتر است چشم‌اندازي طبيعي و كامل را مجسم كنيم. گاهي ممكن است تصور ما از چنين چشم‌اندازي، رودخانه‌اي پر آب و جاري در دشتي وسيع، جنگلي سبز و انبوه و يا كوهستاني پوشيده از برف باشد؛ اما آنچه كه كارشناسان اين رشته آن را چشم‌اندازي طبيعي مي‌نامند، چند رشته‌كوه و دره، ‌مرتعي سبز با حاشيه‌اي از جنگل و رودخانه‌اي است كه از ميان آن عبور مي‌كند. نمونه چنين چشم‌اندازي به فراواني در نقاط مختلف ايران، در دامنه رشته‌كوه‌هاي دنا، زردكوه، اشتران كوه، ‌در مناطق اطراف كوه‌هاي سبلان، البرز غربي و مركزي و در لرستان قابل مشاهده است. اين اكوسيستم كامل، همان تصويري است كه در نقاشي‌هاي كودكانه تجلي مي‌يابد. كودكان هميشه خود و اعضاي خانواده خود را در چنين تصويري مي‌گنجانند. متاسفانه آنچه امروز فراموش شده است، نقش رود دره‌هاست.
كساني كه براي رهايي تهران از آلودگي هوا پيشنهاد تخريب قله توچال را مطرح مي‌كنند، فراموش كرده‌اند كه دليل حضور و تجمع انسان‌ها در تهران همان قله توچال است. قله‌اي 4000 متري كه برف آن منبع تغذيه لايه‌هاي زيرين آب و سر منشا آب رود دره‌هاي دركه، دربند، كلكچال و گلاب دره است. رود دره‌هايي كه خود اصلي‌ترين منبع تامين‌كننده آب شهر، سفره‌هاي آب زيرزميني و قنات‌ها هستند و مدلي را شكل داده‌اند كه اساسا شهر و جغرافياي طبيعي، بر مبناي آن شكل گرفته و توسعه‌يافته است. نابودي دليل حضور ما در شهر و شكل‌گيري سكونت‌گاه‌هاي اصلي، ضريب شكنندگي اكوسيستم آن منطقه را به شدت پايين مي‌آورد و رود دره‌ها به آساني نقش تمدن‌سازي و شكل‌دهي به فرهنگ را از دست مي‌دهند. همان‌گونه كه دخالت در اكوسيستم مناطق روستايي، از جاده‌سازي‌هاي غيراصولي، از بين بردن منابع آبي و چشمه‌ها موجب خشك شدن خاك روستا و در نهايت مهاجرت روستاييان به شهرها و خالي شدن آن منطقه از سكنه مي‌شود، در شهرها نيز با از بين بردن رود دره‌ها همين اتفاق خواهد افتاد و شريان‌هاي اصلي شكل‌دهنده به حيات انسان نقش خود را از دست خواهند داد.



* ضريب شكنندگي رود دره‌ها به چه عواملي بستگي دارد و يك اكوسيستم تا چه اندازه مي‌تواند تحت تاثير دخالت‌هاي انساني قرار بگيرد؟



- به طور طبيعي، تمام اكوسيستم‌ها داراي ضريبي از شكنندگي هستند كه با حذف يك گونه طبيعي از آن، يا اين ضريب كاهش مي‌يابد و يا اكوسيستم مي‌شكند و نابود مي‌شود. شايد حذف يك گونه بسيار ريز و كوچك از اكوسيستم اقيانوس آرام و يا رود نيل، اخلال قابل ملاحظه‌اي در چرخه حيات اين اكوسيستم‌ها وارد نكند. اما اخلال در اكوسيستم‌هاي ظريفي كه تعداد مشخصه‌هاي آنها اندك است و از ضريب شكنندگي پاييني برخوردارند، خسارات برگشت‌ناپذيري را موجب مي‌گردند‌‌ و اكوسيستم را از بين مي‌برند. كوچك‌ترين دخالت و اخلالي در رود دره‌ها و اكوسيستم‌هاي شمال تهران، كه به علت حجم پايين آب، كم بودن ميزان بارندگي، كم بودن يخچال‌ها و ضعف خاك، بسيار شكننده‌اند، باعث خشك شدن رودها و از بين رفتن مهم‌ترين منابع آب شهر تهران مي‌شود.



* آيا ساخت و ساز در حريم رود دره‌ها قابل توجيه و خسارات ناشي از آن جبران‌پذير است؟



- هر چند به لحاظ قانوني، ساخت و ساز تا حريم 70 متري رودها ممنوع است اما به وضوح ديده مي‌شود در سرتاسر دره فشم، از ابتدا تا انتهاي آن، ساخت و سازهاي غيرقانوني انجام گرفته است. اين امر منجر به از بين رفتن دره‌ها و خشك‌شدن آب رودها شده است. رود دره «وارنگه رود» كه به رودخانه كرج مي‌ريزد. آب‌هاي جنوب اين منطقه كه به سمت دره‌هاي «آبنيك» و «لالون»‌ روان هستند و به دشت‌هاي پايين دست تهران منتهي مي‌شوند، آب «دره لار» كه به دشت لار سرازير مي‌شود و بسياري از رود دره‌هاي ديگر، همگي منابع آبي شهر تهران را تشكيل مي‌دهند كه با ساخت ويلا در حريم اين رود دره‌ها و نيز از بين بردن خاك و پوشش‌هاي گياهي در نقاط بالادست به منظور توسعه انساني، اين اكوسيستم‌ها تا چند سال آينده تخريب و به كلي ويران خواهند شد. از بين بردن روستاي «پس قلعه» در بالاي منطقه دربند براي ساخت و ساز و بريدن درخت‌هاي تنومند و كهنسال اين منطقه خسارات جبران‌ناپذيري به بار مي‌آورد كه اگر همين روند ادامه يابد بعيد نيست كه ساخت و سازها به منظور توسعه پايدار تا ايستگاه شيرپلا پيشروي كند.حتي ممكن است اين دخالت‌ها به چشم‌اندازهاي بكر و منحصر به فردي چون دره «‌ني‌گا» در حاشيه اشتران كوه لرستان برسد. بايد توجه كرد كه دخالت در طبيعت، مهار آب و ايجاد سدها و درياچه‌هاي مصنوعي تا جايي امكان‌پذير است كه به اكوسيستم صدمه وارد نكند.



* با توجه به تجربه كشورهايي چون فرانسه در بازگرداندن اكوسيستم‌هاي دست كاري شده به حالت طبيعي و اوليه، آيا در ايران با توجه به خسارت‌هاي وارده شده چنين امري تحقق مي‌يابد؟



- قدرت شگفت‌انگيز طبيعت در بازسازي خود انكارناپذير است، اما نبايد فراموش كرد كه طبيعت در عين انعطاف‌پذيري داراي قدرتي محدود است و اگر با بي‌توجهي و ايجاد خسارت‌هاي بزرگ به نقاط غيرقابل بازگشت دست يابيم به آساني قابل ترميم و بازسازي نخواهد بود. پس از چند سال خشكسالي مطلق و بازگشت آب به زمين تف‌زده و قاچ خورده تالاب هامون، ني‌هاي اين منطقه دوباره سبز شدند اما ممكن است تخريب رود دره‌ها از طريق كندن گياهان كوهستاني و ريختن زباله‌هايي كه ميليون‌ها تهراني در دره‌ها از خود به جاي مي‌گذارند يا ساخت و سازهاي غيرقانوني در حريم رودها ما را به نقاط غيرقابل بازگشت برساند. نقطه‌اي كه قدرت طبيعت براي بازسازي كاملا از بين رفته است. منطقه آلپ نيز كه سرآغاز كوهنوردي‌هاي حرفه‌اي به شمار مي‌آيد. با چنين بحران‌هايي مواجه بود كه براي جلوگيري از فرسايش خاك و گونه‌هاي گياهي، سازه‌هايي چوبي در مسيرهايي مشخص براي رفت و آمد قرار داده شد كه گياهان از لابه‌لاي اين سازه‌ها نيز سبز شده‌اند. ما در ايران هنوز به نقاط غيرقابل بازگشت نرسيده‌ايم و هنوز امكان بازسازي تخريب‌هاي صورت گرفته وجود دارد.



* در مواجهه با بحران كمبود آب، با توجه به جمعيت رو به افزايش كلان شهر تهران و تخريب رود دره‌ها چه بايد كرد؟


- با توجه به مدل شكل‌گيري و حركت تمدن‌ها بر اساس شكل آب، بايد از سيستم كنترل و مهار آب بر اساس مدل‌هاي توسعه پايدار به عنوان يك علم بهره گرفت. تزريق آب اكوسيستم‌هاي ديگر به تهران، ناشي از خطاي مديريت آب است كه نه تنها جوابگوي نيازهاي محدودي در يك بازه زماني كوتاه‌مدت است، بلكه در درازمدت موجب بر هم خوردن تقسيم طبيعي منابع آبي و خشك شدن آب اكوسيستم‌هاي ديگر نيز مي‌شود. تنش‌هاي مربوط به موضوع آب، ميان دولت فلسطين و كشورهاي حاشيه، ميان تركيه و عراق و نيز ايران و افغانستان بر سر رود هيرمند، به خوبي نمايانگر اهميت اين مساله است. نبايد فراموش كرد كه تهران، هم‌چنان به آبي كه از اندك يخچال‌ها و برف چال‌هاي اطراف قله‌هاي 4000 متري، به پايين دست دشت‌ها سرازير مي‌شود نياز دارد و هم‌چنان تمدن‌ها بر اساس يك مدل كلي كه قبلا به آن اشاره شد ايجاد مي‌شوند و تكامل مي‌يابند. هم‌چنان كه حيات و كشاورزي دشت خوزستان به رود كارون كه از رشته‌ كوه‌هاي زاگرس سرچشمه گرفته، وابسته است. حيات كلان‌شهر تهران نيز بايد بر اساس منابع آب موجود تعريف شود و هيچ فردي حق ندارد آب يك اكوسيستم را به هر دليلي به اكوسيستم ديگر منتقل كند. بر اساس مديريت صحيح آب مي‌توان در كوير با توجه به سطح متوسط بارش، جنگل‌هاي گز و تاو ايجاد كرد. بهترين محصولات استان سيستان و بلوچستان نيز در گذشته تنها با تكيه بر متوسط با رندگي 60 تا 70 ميلي ليتر در سال و چند ميليارد مترمكعب آب رودخانه هيرمند توليد مي‌شد. در حالي كه امروز هيچ اقدامي بر اساس مديريت آب صورت نمي‌گيرد. در تهران روزانه نزديك به 3 ميليون مترمكعب آب مصرف مي‌شود. بنابراين تامين آب اين شهر از حوزه آبريز رود كرج براي همين تعداد جمعيت جواب گوست و هيچ تفكري براي حداقل 10 سال آينده با 20 ميليون جمعيت وجود ندارد. بنابراين در كمك گرفتن از منابع آبي شهرهاي حاشيه تهران بايد حدودي مشخص شود.



* علاوه بر آنچه گفت شد، رود دره‌ها چه نقشي در حيات اجتماعي انسان‌ها ايفا مي‌كنند و براي از بين نرفتن اين نقش‌ها چه بايد كرد؟



- هويت ملي و فرهنگي هر شهر به ويژگي‌ها و خصوصيات مختص آن وابسته است. همان‌گونه كه خصوصيات معماري شهر پاريس اين شهر را به دليل برخي ويژگي‌هاي خاص معماري، شاخص كرده است يا آسمان خراش‌هاي شهر نيويورك در كمال هماهنگي و هارموني با فضاهاي شهري به اين شهر شخصيت بخشيده‌اند، آنچه هويت تهران را مشخص مي‌كند علاوه بر سازه‌هاي شهري، خيابان‌ها و درخت‌ها و نظاير اينها وجود همين رود دره‌هاي دربند، دركه، فشم و قله مرتفع توچال است كه در ساخت هويت ملي و فرهنگي مردم و به ويژه جوانان، بسيار موثر است. مسلما سازه‌هاي سيماني بي‌روح و ناهماهنگ با فضاي شهري و از بين بردن دره‌ها از طريق پلكاني كردن آنها با مصالح سيماني و بتوني و خارج كردن آنها از حالت طبيعي نه تنها به جنبه‌هاي بصري و زيبايي‌شناسي شهري لطمه مي‌زند بلكه احساس تعلق مردم را نسبت به اين فضاها از بين مي‌برد و ديگر اثري از هويت شهري باقي نمي‌گذارد. نبايد آنچه را كه متعلق به عموم در حال و آينده است به قيمت ساخت ويلاهاي شخصي نابود كرد و منابع آبي را از بين برد. چرا كه خواه ناخواه،‌ ساخت و ساز در حريم رود دره‌ها باعث نابود شدن آنها و اين نابودي باعث تبديل شدن همين ويلاها طي چند دهه به مخروبه‌هاي شهر مي‌شود. تا زماني كه حساسيت مردم نسبت به حفظ منابع طبيعي برانگيخته نشود و تا زماني كه تصور ثروت‌هاي نامحدود خدادادي و غناي منابع طبيعي بر افكار مردم و مسئولان حاكم باشد، فرهنگ حفظ نمادهاي هويت ملي و فرهنگي و دلايل حضور اجتماعات انساني در شهرها ايجاد نمي‌شود و شهر رو به نابودي مي‌رود.




نظر شما در مورد این خبر؟


اخبار مرتبط
تخليه ۲۰ ميليون تن فاضلاب در رودخانه ها
سنجش هوشمند آلودگي آب رودخانه هاي شميران
بزرگترين رودخانه هاي كشور آلوده اند
مهمترین اخبار
زمان زيادي براي اجراي معماري اسلامي نياز است
چهار برج 70 طبقه، مركز دوماي شهر مسكو مي‌شود
رعايت ضوابط نما سازي براي دريافت پروانه اجباري مي‌شود